نیستم

سلام

جمعه بالاخره  با دیباجون و پرند جون رفتیم تالار هنر... تئاترش بدک نبود بیشتر تبلیغ صلح بود که به نظر میاد با شرایط فعلی خیلی کاربرد نداشت!!!!! بعدشم به جای یه پارک خوب رفتیم برج میلاد شلوغ ... که  کلی هیجان نصفه نیمه و داغون رو جمع کرده بودن و اون محیط بی نظیرو تبدیل کرده بود به یه جای کاملا متوسط ...

تو کلاس نگار این هفته گل بازی کردیم و کیف کردیم و فورا رفتیم دو بسته گل بهداشتی! لاله جین خریدیم و تو خونه به کاسه بشقاب ساختن....

این هفته نگار کلا بعد از ساعت 1بامداد خوابیده (مثل اینکه درک کرده المپیکه و من باید بیدار بمونم) شنبه بهش گفتم نگار بخوابیم دیگه!!!

نگار: بخواب نیشتم!!!!

کلا هم تخت خودشو تعطیل کرده و تو تخت ما می خوابه . من نمی دونم ما لگد خورمون چقدر خوبه که این بچه ها اینقدر حال می کنن.

جمعه با نارگل رفتم استخر یه دور مسابقه ی کرال دادیم منم دلی دلی داشتم واسه خودم می رفتم که دیدم ای دل غافل نارگل داره منو رد می  کنه... دیگه هر چه در توان داشتم زدم که بهش نبازم!!!! بعدشم شیرجه زدیم که کلی ازم ایراد گرفت و گفت :‌به خاطر اینه که مربی نداشتی!!!غصه نخور خودم بهت یاد می دم!!!!!

در مجموع زمان زیادی گذشته از شروع آموزشش ولی دیدنش لذت بخش بود (خاله شیدا دستت درد نکنه ).

یه روز به نارگل گفتم بیا بشین مسابقه ی شنای مایکل فلپس رو ببین ... فرداش خاله شیدا گفت که امروز پنج دور هم اضافه خودش شنا کرده و کلی هم تندتر رفته چی کارش کرده بودی؟؟؟؟

امروز دوباره کلاس زبان شروع میشه ولی با نیم ساعت جابجایی و یه روز کمتر.   دوشنبه ها ساعت چهار آواز تموم میشه و زبان شروع می شه ...سال دیگه فکر کنم باید یه موتور بخرم که سر چراغ قرمزا علاف نشیم به موقع برسیم !!!! (نمیشه ولی اگر می شد چه حالی می داد).

آواز هفته ی پیش "قدو بالای تو رعنا رو بنازم" بود که خانوادگی با همراهی افتخاری زیبا خانوم تمرین کردیم!

پی نوشت شخصی:

1- وضعیت شرکتومونو دوست ندارم از اون حالت هایی است که واقعا دوست دارم چرخش تندتر بچرخه... بی کاری دیوونم می کنه...

2- یه مسابقه دوچرخه سواری دیدم تو المپیک خانومه اول شد کلی گریه کرد بعد بچه2- 3سالشو بغل کرد منم حدود یکساعت گریه کردم!!!

به نظرم بابت این دو تا وضعیت دارم افسرده میشم خدایا یا تحریمو تموم کن یا منو 15سال جوون کن نیشخند

/ 19 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان نازنینها

چقدر دلم براتون تنگ شده . ببوس خوشگل خانمها رو . راستی من شماره شما رو ندارم یعنی توسط رامکال خونمون موبایل سوخت که بشه هماهنگ کنم لااقل یه کوچولو ببینمتون

لیلا

افرین به تو مامان با استعداد و زرنگ.یه دونه از موهاتو بکن بده من بذارم لای موهام بلکه منم زرنگ بشم.خوش به حال بچه های گلت.خیلی خوب دوران کودکیشونو مدیریت می کنی.لذت بردم.اصلا هم لازم نیست تو 15 سال جوون شی.تو همین الانم از خیلی از جوون تر از خودت ، جوون تر نشون میدی.خودم نفهمیدم چی گفتم.تو فهمیدی؟

مادر دوقلوهای ناهمسن

سلام دوست من زنده باد قهرمان حتما حسابی هم وزن کم کرده تورو که جوون نمی کنه همون دعا کن تحریم تموم شه همه ملت به نوایی برسن [چشمک] خیلی خیلی دوست دارم که به فکر منی [ماچ][قلب]

لیلی مامان یونا

سلام به نظرم بیکاری یه جورایی بهتر از پرکاریه من که از کار زیاد دیگه نه دست دارم و نه گردن [نگران] انشالله (ذر جواب پی نوشت 2)

orkideh

afarin, sad afarin be shoma [ماچ]

مامان درسا

نیستی ننه جون [لبخند]دلمون براتون تنگ شده. ایشاا... که همگی خوبین؟

آمد

ركود اقتصادي و اين تحريم ها بد تاثير گذاشته .المپيك كه جزو ديدني ترين برنامه ها بود .

بي اسم

هميشه به خوشي و تفريح و گرش باشيد و در سلامت كامل

مامان پارساپگاه

هزار تا [ماچ] برای نارگلی و نگار نازم

ریحانه

سلام بر نارگلی و نگار جون و مامان عزیزشون این بار دومیه که به وبتون میام واقعا" که ... من منتظرتون بودم بیایید وبم ...... و الان بازم منتظرم [نیشخند] خیلی قشنگ می نویسید خوشحالم که شنا خوش گذشته من عاشق تئاتر هستم [ماچ][قلب]