اجازه میدی؟

سلام

هفته ی گذشته مهمون داشتیم که تا شب موندن . موقع رفتن آترین خانم که ساعت 22:30 بود , نگار اومده می گه: اجازه می دی ؟ اجازه می دی برم!!!!!

منم که حسابی از درخواستش خنده ام گرفته بود اجازه دادم بره...ساکشم زدم زیر بغلشو به خاله غزاله گفتم تا تو باشی بچه ی دوم بیاری! یک ساعت بعد رفتم آوردمش...ولی از استقلالش خوشم اومد.

کارتون خانواده ی دکتر ارنستو دیدیم  (بدجوری دچار پارازیت شدیم دوباره شروع کردیم کارتون دیدن). واقعا جالب بود چقدر دوباره چیزی یاد گرفتیم. جک و فلون یه بند می گن چشممم! یه جوری که نارگل گفت عجب خنگایی هستن هر چی مامانشون می گه می گن چشم.   

حالا فهمیدم ما چرا یه کمی از بچه هامون زرنگتریم زمان ما تو کارتون ها همه باید کار می کردن ولی الان بن تن یه دکمه رو می چرخونه , همه چی حل می شه! خوب بچه اصلا دلش نمی خواد  دیگه کار کنه.... حنا رو هم شروع کردیم بی نوا ثانیه به ثانیه داره کار می کنه....

نارگل وقت دکتر غدد داره که هیچ جوری دلش نمی خواد روی اون ترازوی ل.ع.ن.تی بره و گفته که همه ی کلاساشو میره و تمریناشو هم انجام می ده ولی دکتر نه!

یکی دو بار نگار رضایت داده و تو استخر رفته ولی هنوز به مربی رضایت نداده...

پی نوشت شخصی:

1- هنگامه اومده و داره می ره و من فقط یه بار دیدمش!

2- بالاخره بعد از 6ماه علی و مریم رو پاگشا کردم با هزار تا سلام و صلوات و مناسبت....واقعا از مامان بتوول بابت حضور دلگرم کننده اش ممنونم.

3- تعطیلات یک هفته ای تموم شد و من فقط موفق شدم حسابمو خالی کنم! حتا دوساعت اضافه هم نخوابیدم!!!

/ 13 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان پارمیدا

ولی من هنوزم عاااااشق همون کارتونام خیلی حس زندگی توشون جریان داشت ولی به قول شما کارتونهای الان فقط نشستن و یه دکمه رو میزنن هر چی بخوان انجام میشه !

سپیده عمه آریانا

جیگر نگار نازم رو برم من . واقعا کارتونهای زمان ما یک چیز دیگه بو.د واقعا عاشقشونم . الهی همیشه خوش و خرم باشید . [ماچ][بغل][قلب][گل][گل][گل]

مرد كوچك من

سلام عزيزم حالا متوجه تفاوت نسل خودمون با نسل پر تلاطم اين روزها شدم[ماچ]

لیلی مامان یونا

ای جانم با اجازه میدی زبونت رو بند آورد [خنده] راست میگی تو کارتنهای اون موقع اصلا این تخیلات نبود کارتن های جدید همش به قول یونا آدم بده و آدم خوبه است که آدم خوبه ها خودشون همش در گیر جنگ با آدم بده هستن [نگران]

مامان بتول

امیدوارم روزی اجازه برای ماندن قزوین را بخواهد و اجازه دهی بچه اجتماییه مثل بچگیهای خودت یادته نمی خواستی از خونه ما بری بچه را درک کن عزیزم.

هنرمند

[گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل] [گل][گل] طلوع صبح سفید شما مبارک باد محمد آمده عید شما مبارک باد محمدی که دو عالم گواه عصمت اوست همه سفارش او در کتاب و عترت اوست [گل][گل] [گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل]