مهدکودک

سلام

نگار رفته مهدکودک و شرایط تقریبا داره نرمال میشه ...زیبا خانوم ساعت 9می بردش و حدود 2 برمی گرده... امیدوار بودم که تا اول مهر که نارگل می ره مدرسه نگار هم بتونه تا آخر وقت بمونه که دیگه زیبا خانوم بتونه بره سر خونه زندگیش... ولی به نظر میاد یه کمی بیشتر زمان لازمه...

نارگل شنا رو با شدت تمام پیگیری می کنه  ولی نگار کل پول کلاسو حروم کرد و تو محوطه با هم دیگه و بازی می کنیم... می ره خرید می کنه  آب , اسمارتیکس! آق پرتقال و....و کلا حال می کنه...

مدرسه هم شروع شده....ولی نمیشه گفت نارگل خوشحاله ....

یه شب که تولد خاله غزاله بود رفتیم سر باغشون توی گیلاوند , آب سرد و از اونجاییکه ما.... هستیم , شب تو چادر همونجا خوابیدیم و تا صبح سگ لرز زدیم ولی با کمک بابارامین و ساختن یک لونه برای سگ آینده, برای بچه ها شبی به یادموندنی شد.

 

و اما نتیجه

/ 24 نظر / 50 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فافا

چه گردش علمی خوبی....خوشباشید...انشاالله مدرسه ها هم خوب پیش خواهد رفت...

مامان بتول

قربون دخترهای گلم با مامان صبورشون رامین با ساختن لونه سگ بچه ها را تشویق می کنه کار باباشونو ادامه بدن بچه هامو وادار به کار سخت نکنه

پونه

مدتی نبودم دلم واستون تنگید

بهجت

سلام خوبید؟ [گل]

مرد كوچك من

سلام عزيزممم[ماچ] سرت خيلي شلوغه؟ از دخترا بي خبريم[ماچ]

orkideh

salam, khubid? kojaeed?boooss

مامان اکرم

سلام مادر خوبی؟ دخترای گلت خوبن؟ ظاهرا تو هم خیلی سرت شلوغه؟ معلومه حسابی درگیر کار و کلاسای دخترایی. دوتاشون رو بماچ از طرف من

علی الهی

سلام یکم از وبلاگتو خوندم قشنگ بود. [گل] اگه خواستی به وبلاگ منم ی سری بزن؟

mini99

وای عزیزم چه خوشملید شما قوربونتون بشمبه وبمن سر بزنید واقعا خوشال میشم[دلشکسته][زبان][گاوچران]