گزارش

سلام

یه کمی اوضاع شلوغ پلوغه و من نتونستم هنوز خودمو هماهنگ کنم... برای همین نه می رسم آپ کنم و نه می رسم بخونم ...ناراحت

شروع تعطیلات برای نارگل به نظر میاد که خوب باشه ... تقریبا هر روز بازی با دیانا نوه ی همسایه از صبح ساعت ٩ دقیقا تا ساعت ۵:٣٠ تا ۶که مامانش میاد ببردش... دو روز در هفته هم سه تایی هستن ... بچه ی دوستم به اسم آسمان ... کلا دارن آتیش می سوزونن یه جوری که تو  جلسه ی ساختمون قرار شد از ساعت ١-۵ کسی تو پارکینگ و حیاط بازی نکنه...

بعداز ظهرها هم سعی می کنم تا حد امکان نارگلو ببرم پارک تا شاید بتونیم پروژه ی تثبیت وزنو ادامه بدیم.

اینقدر بهش گیر دادم که اتاقشو مرتب کنه برام یه نامه نوشت:

مامان خیلی بعد(بد) با من برخرد (برخورد) کردی.آخه چرا؟ نوشتن...............(یعنی برام جواب بنویس)

من تو را درک می کنم تو هم من درک کن اینو برای بهتر شدنت می نویسم!!!!

خدایا منو بهتر کن لطفا...

کارنامه رو هم گرفتیم  که خوب بود فقط دو جا به نظر میامد اشکال داشت : تو نظرات معلم نوشته بود که تو پاسخگویی خجالت  می کشه و در جمله سازی و روخوانی هم به جای خیلی خوب، خوب گرفته بود.

تعطیلات دل که یه جای دیگه بود ولی تن رفته بود اردبیلعینک  روستایی (ببخشید شهر)به نام عنبران سفلی ...زمین مست و آسمان مستو هوا بی نظیر...

نارگل موقع برگشتن می گفت یا من اینجا پیش مامان عمو کورش می مونم یا شما با ماشین به من بزنین!

نگار هم به جز روز اول که بد خواب شده بود بقیه رو فقط دلبری می کرد تو این سفر هم دریا و آب چشمه رو تجربه کرد. دلش نمی خواست از بغل من بغل کس دیگه ای بره فقط یه جایی که بابارامین آهنگ ترکی خریده بود و داشت با نارگل و سایر دوستان ترک تبار حرکات موزون می کرد دلش می خواست بره بغل بابارامین و شادی کنه

 امروز صبح واقعا دل کندن ازش سخت بود...

 

/ 27 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان اکرم

سلام چه عکسای نازیییییییییییییییییییی! چقدر نگار خوردنیه ماشالله. بماچشون سفت و سخت از طرف من[ماچ][ماچ]

مامان الیانا

[بغل]قربونشون برم من چه ماه شدند [ماچ] به به اینا منمنمیدونم چرا همیشه از برخورد ما ناراحتند پس کی ما باید ناراحت باشیم نمیدونم [متفکر] راستی دلت کجا بود وقتی تنت بود اردبیل [سوال][چشمک] ببوس دخملان دلبرووو[ماچ]

مادر دوقلوهای ناهمسن

اگه این نامه اش رو به مغلمش نشون می دادی قطعا نظرش رو عوض می کرد[قلب] تگار خوردنی شده اساسی [ماچ][قلب]

مادر دوقلوهای ناهمسن

اگه این نامه اش رو به مغلمش نشون می دادی قطعا نظرش رو عوض می کرد[قلب] تگار خوردنی شده اساسی [ماچ][قلب]

orkideh

akh che naz shodan moshalah delam tangit baratun[ماچ][بغل]

سپیده عمه آریانا

همیشه به سفر و شادی . الهی قربون این خواهرهای ناز نازی برم من . جیگر نارگلی نازم رو برم با اون نامه باحالش . بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس برای دخملیهای شیرین[ماچ][بغل][قلب][گل][گل]