عاشقانه

سلام

شب به شب یه نقاشی می کشه و به من می گه وقتی بابا اومد بگو زیر بالش تو رو نگاه کنه!!

"دوستت دارم بابایه مهربان آشقتم"

"بابایی من ت ر دوست دارم و دلممخاست با هم برف بازی بکنیم"

"من دلم واسیت تنگ شده و دوست دارم کزوتر بیای کیمیایتهران؟" (این برای مامان بتول بود)

"مامان عذرا این نقاشی ماله ت هست"

تو تمام نقاشی ها یه خانم با موی بلند و یه تاج سه چهار طبقه و کفش پاشنه بلند وجود داره!! تارگی ها کمربند هم اضافه شده(ننه به جون خودم من از پس این ق.ر.ت.ی بازی ها برنمیام رحم کن) (اینجا اسکنر ندارم گریه)

نگار شبا برای خودش آواز می خونه و دو تا پاشو با دستاش می گیره و وقتی شست پاشو می کنی تو دهنش غش غش برای آدم می خنده .بغل..کلیه انگشتای دستم هم به نوبت خورده می شه (بچه چقدر آرامش لازم داری؟؟)

همون یه ریزه عرضه رو هم دارم از دست می دهم و مشق نوشتن هی یک ربع یک ربع می افته عقب تا ٧شب... می ترسم همینجوری پیش بریم یه کاری کنم نارگل بخوابه خودم بشینم به مشق نوشتن!!!!

 

/ 20 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان الیانا

آشقتم ودلمخواست بگم من ت ر دوستت دارم [بغل][بغل]

مامان هيژا

مي گم به جاي اسكنر از نقاشياش عكس بگير. بايد قرتي بازي ياد بگيري ديگه:)

شازده کوچولو

چقدر قشنگ بود این جمله های نارگل جون ...با همه غلط های املایی اش خیلی دوست داشتنی بود...چکار خوبی کردی که ثبتش کردی در اینجا ....

مامان پرنیان و درنیان

[ماچ]

سپیده عمه آریانا

ااااااااااااای جالن الهی قربون اون نوشته های بامزه و احساس قشنگت برم عزیزم . بووووووووووس برای نارگل و نگار نازم . همیشه شاد باشید[ماچ][قلب][ماچ][گل][گل]

نیایش

ای فدای اون سبک نگارشی.[قلب]

قوالالامبا

سلام مي دونم خيلي دير كردم ولي منظورت از چندتا علامت سوال رو نفهميدم