مدرسه

سلام

مدرسه یه کتاب به نارگل داده بود که تو تابستون حل کنن 80 صفحه بود . اول تابستون یه 3-4 صفحه ای حل کرده بود بقیه اش مونده بود واسه آخر تابستون. سه روز مونده به پایان تعطیلات نارگل و دیانا صفحه 18 بودند! البته بدون رنگ کردنی ها ...

روز اول مدرسه که خیلی خوشحال راه افتاد ورفت وقتی برگشت از اونم  خوشحال تر بود چون معلمشون چند دقیقه اجازه داده بود با دوستاشون صحبت کنن و باهاشون بشین و پاشو بازی کرده بود. در ضمن فقط یک نفر از کل کلاس اون کتاب رو حل کرده بود در نتیجه خانم برزگر تا آخر هفته بهشون فرصت داده بود که بقیه کتاب رو حل کنند. اینجوری شد که عملکرد معلم امسال 1000درصد عالی ارزیابی شد. امیدوارم که تا آخر سال همینجوری ادامه بدن. در نتیجه دیروز که رسیدم خونه به لطف مامان بتول و خانم برزگر تا صفحه ی 52 حل شده بود .

کیف مدرسه و لباس ورزش مدرسه هم خیلی قشنگن...

نارگل خودش اعلام کرد که کلاس تنبک رو دوباره ادامه بدیم و ما رو از شر اجبار کردن خلاص کرد و الان یه نفس راحت می کشیم.

دیشب که نارگل رفت بخوابه نگار بهش گفت " بازی تنیم" منم گفتم که نارگل باید بخوابه چون که می خواد بره مدرسه!

نگار: " آجی مدرسه نرو" در نتیجه نارگل بعد از یه خورده قربون صدقه رفتن نیم ساعت براش کتاب خوند و بعدش خوابید.

یه مهد کودک نزدیک خونمون هست که می خواستم ببرمش اونجا که وقتایی که نارگل می ره مدرسه اونم بره مهد که متاسفانه جا نداشت. ولی ظاهرا جای خوبی بود. امیدوارم که یکی دوماه دیگه جا بده که برای زیبا خانوم هم بردن و آوردن سخت نباشه.

از کلاس نگار داره حوصله ام سر می ره دلم می خواد مدلش عوض بشه ...ظاهرا یه کلاس دیگه دارن که قصه گویی هست شاید ببرمش اونجا ...

جمعه تولد آرین خان رفتیم که به نارگل خیلی خوش گذشت نگار هم برای اولین بار حاضر شد جوجه کباب بخوره ...

خودمونیما منم دلم برای پارک رفتن مسابقه گذاشتن با نارگل تنگ می شه کاش تابستون 6ماه می شدشیطان

خاله شیدا هم داره می ره خارج و در نتیجه ما کلاس شنا رو داریم از دست می دیم و باید یه فکر دیگه ای برای ورزش کردن نارگل بکنم.

 

/ 16 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مادر دوقلوهای ناهمسن

[بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل] همش برا اون فسقل که از الان تعیین تکلیف می کنه خواهر بزرگتر چکار کنه [قلب][قلب][قلب][قلب] همش برا خواهر بزرگتر که هوای فسقل و داره [قلب]

مرد کوچک من

سلام عزیزای دلم ایشالا که روزهای پاییزتون هر روز قشنگتر از قبل باشه پر از موفقیت برای نگار و پر از شادی و شیطنت برای نارگل جون[ماچ]

ملودیای مامان و بابا

[قلب][ماچ] این دو واسه دو دختر گل

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم دیگه چیزی نمونده که دوتایی با هم متحد بشوند و حرفت رو نخونند. [چشمک] چقدر محجبه است این بچه. [قلب]

mumi

شروع سال جدید تحصیلی مبارک امیدوارم نارگل جان موفق باشه در لباس فرم چه خانوم شده ماشالله[قلب]

مامان پارساپگاه

نارگل جونم الهی یه روز توی لباس فارغ التحصیلی دانشگاه ببینیمت[ماچ][بغل]

پونه

ای جان دلم خاله قربون اون قد وبالا سلام خانومی با عکسای تولد روژین به روزم بیا سراغم وقت کردی.

فافا

نازی چقدر خانوم شده....به هر دوشون خیلی سلام برسون و ببوسشون...

زهرا

نارگل با لباس مدرسه [قلب][ماچ]