نوروز 90

سلام

امیدوارم که امسال سال خوب و پر از تغییرات موثری باشه برای هممون و البته پر از خنده و شادی....

قبل از عید داشتیم یه خونه تکونی مختصری انجام می دادیم... نارگل هم داشت کمک می کرد کابینت ادویه ها رو ریختیم بیرون نارگل یکی یکی بو می کرد و تشخیص می داد و هر کدوم اسم نداشت روش می نوشت ... یه خورده برام گردگیری کرد و بعد گفت:‌مامان بچه به همین درد می خوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یه روز هم که از سرکار برگشته بودم داشتم شیر می دوشیدم گفت‌:‌ مگه تو گاوی؟؟؟؟

روز اول عید خونه ی مامان عذرا شب خونه ی مامان بتول و ٢-٣ جا عیددیدنی تو قزوین و از روز ۴عید به همراه مامان بتول، عمو کورش و خاله پانته آ و آتور و عمو مازیار و نغمه شروع کردیم به چتر بازی یه شب شاهرود خونه ی خاله روناک، سه شب گرگان و ٢شب بابل خونه ی بابای خاله پانته آ... و کلی گردش و بخور بخور...

از نارگل پرسیدم خوش گذشت ؟چی یاد گرفتی؟

جواب : گمشدن!!!! و دوباره پیدا شدن!

وصد البته که کلی اسب سواری، قایق سواری، گردش و تپه نوردی....

تو سفر به دلیل اینکه آتور به نگار حسودی می کرد دیگه نارگل در حسودی رو تخته کرد.

تو گرگان نارگل چون علی دایی شب آخر گفت که نمیاد با مامان بتول هم اتاق شد و کلی احساس بزرگی می کرد تو هتل تو گرگان دو سه تا دوست پیدا کرد و هی با هم قرار می ذاشتن و ما هی دیر می کردیم گریه می کرد یه جوری که روز آخر من موندم هتل که بچه ها با هم بازی کنن...

با اینکه ٩٠ درصد پیک رو با کمک مامان بتول حل کرده بود ولی مشقای زبان مونده بود که دیشب تا ١١داشتیم با هم می نوشتیم.

دستاورد:‌رفتیم یه باشگاه اسب سواری نارگل به مدت ۶جلسه ثبت نام کردیم و جلسه اول هم از روی اسب سقوط کرد!!!

 

/ 22 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان اکرم

سلام سال نو مبارک. عجب تعطیلات پربرکت و پرحرکتی داشتی خواهر جان. انشالله همیشه شاد باشین. راستی چشمات در چه حالن؟[بغل]

سلام سال نومبارک خانومی.همیشه به گشت و گذار و البته بخور بخور[چشمک] من هم چون رسمآ از فردا سر کار میرم رفتم براش شیر خریدم که متلک هایی مثل اون چیزی که دختر گفته رو نشنوم.[نیشخند] و البته هم دختری در کمال ناچاری اندکی خورد

mami

سلام سال نومبارک خانومی.همیشه به گشت و گذار و البته بخور بخور[چشمک] من هم چون رسمآ از فردا سر کار میرم رفتم براش شیر خریدم که متلک هایی مثل اون چیزی که دختر گفته رو نشنوم.[نیشخند] و البته هم دختری در کمال ناچاری اندکی خورد

زینب مامان

سلام عزیزم سال نو ی شما هم مبارک انشالله سال خوب و با خبر های خوب خوب داشته باشید[ماچ][گل]

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم چرا خبر نکردی یه خورده بیام توی چتر بازی کمکتون ؟ ببین حالا نگارطلا بزرگ بشه دیگه این دخترها چه بکنند برایت. خوشحالم که سفر خوش گذشت.[قلب]

شيرين

سلام عزيزم. سال نو شما هم با تاخير مبارك. خوشحالم كه اين سال رو با سفرهاي پشت سر هم شروع كردي. از قول من دختران گلت رو ببوس و اون نگار نيم وجبي رو هم بچلون.

مامان پارسا پگاه

سلام سال نو مبارک خوشحالم که تعطیلات خوبی داشتید و به نازنین هات هم حسابی خوش گذشته[هورا]

نوشا

انگار قراره امسال سال خوبی داشته باشه ... امیدوارم پر از خبرای خوب باشه

مامان بتول

خوشحالم که هم اتاقی با نارگل عزیز را تجربه کردم کاملا احساس بزرگی کرد ومسواک را به موقع زد وخودش بدون گفتن لباس خواب واماده خواب. در جوار نوه های عزیزم بسیار خوش گذشت انشاالله برای همه سال خوب وسرشار از موفقیت باشد.