ایگل

سلام 

جمعه ی هفته ی گذشته ما بالاخره خانوادگی تشریف بردیم  منطقه ی ایگل...

بابارامین خیلی اصرار داره که نگارو بزاریم یه جایی و بریم کوهپیمایی، منم اصرار دارم که کول پیمایی نگار بامن... همه با هم بریم!

در نتیجه با یه برنامه سبک با دعوت مربی اسکی نارگل، ما رفتیم اوشان، ایگل . حدود یکساعت پیاده روی تا سر آبشار ... مقداری آب بازی ، یک ساعت پیاده روی برگشت و ناهار جوجه کباب مهمان آقای سالارکیا و در نهایت حدود6 بعد از ظهر برگشت به خانه ...

انصافا اگه بابارامین کمک نمی کرد سربالایی بریده بودم و نمی تونستم نگار و ببرم! نگارم بی انصافی نکرد و قدم از قدم برنداشت. تو راه برگشت هم سرکول من خوابید! که با کمک خاله ها و عموهای محترم بالاخره رسیدیم پایین. با اینکه به من فشار اومد ولی خیلی خوشحالم که همه باهم رفتیم. 

نارگل با هر تشر من یک ربع تمرین می کنه . امیدوارم فاصله ی تشرهام کم نشه فعلا که روی یک هفته هستیم.استرس

نگار واقعا زندگیمون رو از حالت روتین تغییر داده و اعتراف می کنم که ازهمه ی دیوونه بازی هاش لذت می برم. آخرین دسته گلش شیر دادن با بطری پر شیر به عروسکش بود که روی گل فرش انجام شد! بلافاصله هم نصفه ی هندوانه رو از یخچال درآورد و وسط پذیرایی نشست به خوردن....

دیشب هم داشتم لوبیا خورد می کردم که جنگ لوبیا راه انداختیم و عجب کیفی داد, امروزم لوبیا پلو داریم با طعم فرش...

قزوین رفتیم که نارگل و نگار و کیانا و کورش بی نهایت با هم عالی بازی کردن و تو حیاط خونه ی مادربزرگ حسابی آب بازی کردن و عمه نوشین هم براشون روزنامه خورد کرد که ماهی گیری کنند . 

نگار هر وقت چیزی می خوره حواسش هست که نارگل هم حتما بخوره ... هر وقت تو گوشش می گم که بیا بریم بیرون بستنی بخوریم... می گه باشه ولی وقتی می ریم تابرای نارگل نگیرم ول نمی کنه....

پی نوشت شخصی:‌

1- بعداز 3سال و مایوس شدن از برگشتن به سایز قبلی رفتم یه شلوار جین  خریدم.

2- نفهمیدم چرا کبدم چرب شده!

3- دیروز تو ماشین وقتی از قزوین برمی گشتیم از آرزوهامون حرف زدیم. چرا اینقدر آرزوهام کوچیکه؟

4- به سرعت زندگی نمی رسم!

/ 13 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرد كوچك من

سلام دوست عزيز بودن در كنار خانواده هميشه لذت بخشه بخصوص اگه جوجه‌ها هم حسابي كنارمون بال بال بزنن[ماچ] بلا دوره ازت عزيزم بايد بيشتر مراقب باشيم اين روزها بيماري‌هاي رنگارنگ با ظاهر زيبايي خودنمايي ميكنن.

گالری ارزانی

سلام اگه دلتون می خواد کیف های زیبای صنایع دستی و سنتی و همچنین صنایع دستی تزئینی از یه جای مطمئن بخرید می تونید به فروشگاه ما سر بزنید..ما برای هر خرید یک هدیه هم تقدیم می کنیم *******در ضمن ما به فکر کوچولوها هم بودیم********* منتظر شما هستیم

مادر دوقلوهای ناهمسن

سلام کول پیمایی را برا نگار طراحی کردی که خودت به سایز قبلی برگردی برای رسیدن به سرعت زندگی تلاش نکن . لحظه رو دریاب لذت زندگی در همین لحظه ی تشرهای مادرانه و شیرین کاریهای نگاره [قلب]

مامان نازنينها

چه مزه اي داده اون لوبيا پلوئه ٠ هميشه خوب و خوش باشيد ٠ دوست جونم زندگي اونقدر سرعتش زياده كه همه جا مونديم

مامان اکرم

سلام خواهر جان خوبی؟ چه مامان باحالی هستی ها! جنگ لوبیاتون خیلی باحال بود. مواظب خودت و کبدت باش خواهر! مراعات وضعیت و رِژیم غذاییت رو باید بکنی عزیزجان. نگار خانم خواهر دوست رو نارگل جون رو ببوس[ماچ][ماچ]

daisy

نگار = خواهر فداکار

مامان پارمیدا

جنگ لوبیا رو تصور که کردم دیدم وای نه.................... چه اعصاب خوبی داری ماشالله..هر شب پارک می بریشون. برای کبدت دارو میخوری؟ مراقب باش و شوخی نگیرش.ورزش یادت نره ورزشی که ضربان قلب بالا بره تعرق کافی نیست. فست فود کمترین میزان ممکن.

مامان بتول

از اینکه بالاخره برای خودت هم خرید کردی خوشحالم.در مورد چربی کبد هم نگران نباش درستش میکنیم.اما دخترهای گلم:وقتی خونه نیستی نارگل خوب تمرین می کنه من شاهد بودم به هر صورت می خواد توجه تو را بیشتر جلب کنه .اما نگار عزیز اونم صبحها بی ازار است و از شیرین کاریهاش لذت می برم به هر صورت خسته نباشی عروس گلم.

نگارررررررررررررررررررررررررر

سلام عزیزمممممممممممممممم وب زیبا یی داری [چشمک]