شیر

سلام

امشب نگار بعد از 5روز متوالی غذا نخوردن, دقیقا 4تا قاشق غذا خورد . واقعا داشتم از خوشحالی گریه می کردم.

دیروز نارگل رفت تولد دیبا جونم که بی نهایت بهش خوش گذشته بود ولی نگار نتونست بره چون بدجوری درب و داغون بود, آخر تولد با نگار رفتیم یه سری زدیم که شاید دل نگار باز بشه و یه کمی سرحال تر بشه...

اینقدر چیزی نخورد که هر چی نباید بخرم و خریدم مثل چیپس, پفک, سوسیس, نوشابه, شکلات  و .... تا از هر کدوم یه نوکی زد و راه گلوش باز شد.

/ 17 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارغوان

ایشا... زود زود خوب شه نگاری[قلب]

خانومی

وبلاگت خیلی خوبه فقط نظر منو کم داشت که گذاشتم ! یه سری هم به من بزن چون سایت من هم تو را کم داره ! بیا ادرستو تو سایت من ثبت کن خوشحال میشم خانومی

باران

عجب وبلاگ خوشگلی داری مثل سایت می مونه بیا با هم تبادل آدرس داشته باشیم یه سری به صفحه تبادل آدرس من بزن خداییش بیا ضرر نداره لااقل برای گذاشتن این نظر بیا منتظرتم

نیایش

الهی بگردم که شما نمی تونستید غذا میل بفرمایید[ماچ]

شیرین

وای لیلا ، تو چی کشیدی تو این 5 روز خدا رو شکر که بعد از 5 روز افطار کرد.

متین

سلام دوست خوبم وبلاگت خیلی باحاله مطالب بسیار جالبی داری ما هم یه سایت تو زیمنه موسیقی و فیلم داریم اگر دوست داشتی یه سری هم به ما بزن موفق باشی . www.Melodyhaa.com

پریسا

سلام به دوست خوبم.منم اومدم سر زدم. حتما بیا که کلی مطلب آپدیت کردم

orkideh

akhey kuchulu, ma ham taze azin mozu rahat shodim. [بغل]

daisy

آخی پس این موضوع در مورد همه بچه ها اتفاق می افته آخه فینگیلی های ما هم یک موقع هایی این مدلی میشن