سلام

نگار به صورت کاملا ناخودآگاه دس دسی می کنه و با چیزای خیلی خیلی بی خود یهویی از خنده غش می کنه : مثل سک سک!!!

با روروئک حسابی جولان می ده و همش دنبال رفتن به اتاق نارگله. به شدت فضوله و باهر صدایی دست از شیر خوردن یا خوابیدن می کشه!

با آقای کوشا راجع به نارگل حرف زدم . اونم واسه خودش پیرمردیه... نتونست درست تعریف کنه که چی شده فقط متوجه شدم که اونم از دست بچه ها شاکیه... بچه هابهش گفتن که چرا نارگل با اینکه همیشه دیر می کنه ولی تو طرف اونی؟ خلاصه اینکه به نظر میاد آقای کوشا هم مظلوم واقع شده...

در هر صورت فعلا بچه ها تو سرویس با نارگل حرف نمی زنن که به نظر هیچ کدوممون خیلی مهم نبود.

پنج شنبه برای اولین بار بدون حضور مامان دیبا و پرند رفتیم مهمونی هر چند خوش گذشت ولی دلم نمی خواد بدون حضور دوستم برم مهمونی...

/ 34 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد

درور . وبلاگ زیبایی دارید . به سایت من هم سر بزنید www.oranos.ir

sonia

akh joone delam,nigash kon

مامان کیمیا

آفرین به نارگلی سوارکار .[دست][دست] عکسهای نگار توپولی خیلی خوب شده. این دخملت خیلی قند عسله [ماچ]...از عکسهای این سنی نارگل رو هم بذار برامون تجدید خاطره بشه ...[لبخند]

مادر دوقلوهای ناهمسن

سلام دوستم ای ول حجاب همیشه به مهمونی با دوست [قلب]

مامان بتول

قربون دخترهای گلم هنوز قزوین نیامده دلم براشون تنگ شده .برای مهربانیهای نارگل وخنده های نگار .نارگل اسب سوار ونگار ننه نقلی خدا همه بچه ها رابه والدینشان ببخشد این دو تا گل را هم به ما ببخشد.

فافا

آخی این نخودچی رو ببین[قهقهه]

فافا

آخی این نخودچی رو ببین[قهقهه]

بهاره

سلام خوب هستین؟ نارگل و نگار عزیز خوبن؟انشااله که بهترند.من یه موقع هایی میام و خاطراتتون رو میخوونم.و صد البته که لذت میبرم.هر موقع که قزوین میایید خوشحال میشم در خدمتتون باشم بهاره(آنیسا)