یه جور دیگه

سلام

دیروز عمه نوشین اومده بود خونمون. وقتی اومد داشتیم پیک حل می کردیم. منم فلنگو بستم رفتم سراغ نگار و اون دو تا با هم مشغول شدن... هر یک کلمه ای که نارگل می نوشت اگه بدخط بود نوشین با هرهر و کرکر پاکش می کرد!!!!! خیلی طول کشید تا تموم بشه ولی تو اون ٢-٣ ساعت نارگل خوشحال بود و بسیار خوش خط نوشته بود!!!! هیچ صدایی هم بلند نشد و هیچ غری هم زده نشد!!!

یه نقاشی کشیده یه مامان (من) با موهای فرفری بلند و کفش پاشنه بلند و بابارامین با موهای بلند که یه جفت گوشواره واسه مامان خریده (اینقدر رو در یخچال نگهش می دارم تا شاید خدا بخواد و یه اثری بذارهنیشخندنیشخند) (حالا خیلی جدی نگیرینا)

نارگل اسم یکی از باربی هاشو گذاشته بود آنا مانتانا! من فکر می کردم از رو فارسی وان گذاشته ... دیروز یه کارت تولد آورد که روش عکس یه خانم به اسم هانا مانتانا بود معلوماتم زیاد شد که نارگل از زمان مهدکودک هانا جان رو می شناخته و ما مجبور شدیم اولین سرچ مشترکمون رو در مورد هانا مانتانا انجام بدیم ... خیلی هم اصرار داشت عکساشو براش پرینت بگیرم!!!!

نارگل منتظره که به نگار فرنی بدم و اونم سرفه یا عطسه کنه وسطش و هرهر به من خال خال دوتایی بخندن!!!!

صبح که می خواد بره مدرسه بین ساعت ۶:٣٠ تا ۶:۴۵ دارم زحمت می کشم که بیدارش کنم. روزهای جمعه نارگل از ساعت ۵:۴۵تا ۶:١۵ زحمت می کشه و منو بیدار می کنه. چندبار دلیلشو ازش پرسیدم پاسخ ها:

  • آخه دیگه خوابم نمی اومد! (حالا شب ساعت ١١ خوابیده بودا)
  • آخه  نمی خواستم برم مدرسه گفتم زودتر بازی کنم بهتره!
  • آخه هر روز تو منو از خواب به زور بیدار می کنی منم می خوام یه روز تو رو از خواب بیدار کنم!!! (یعنی خدا نیاره بخواد حال یکی رو بگیره این دختر )
/ 19 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان محمد ابراهیم

سلام ننه نارگلی و نگار در چه حالید؟ تعطیلاتت تموم نشده؟ از طرف من نگار و ماگل رو ببوس[قلب][ماچ][ماچ]

سپیده عمه آریانا

قربون این دو تا دخملی ناز با خاطرات همیشه قشنگشون[ماچ][قلب][ماچ][گل][گل][گل]

امیر دایی

[لبخند]

ندا مامان ستایش

این فارسی وان خیلی تاثیر گذار بوده ها خروس خونه ما هم فکر کنم از سال دیگه همین کار رو بکنه اون وقت من میام اینجا گله گذاری میکنم[چشمک]

فائزه

سلام عجب برفی اینجا اومده و فردا تعطیلیم بای

فافا

ايول به اين سيستم...به اين مي‌گن دختر..خداييش همه‌جوره خقشو مي‌گيره[خنده]

مامان نگار

اخی الهی بمیرم چه قدر سخت بوده بلا به دور باشه عزیزم ایشالا که زودتر خوب بشید[ماچ]