کتک

سلام

پریروز نگارو کتک زدم! برای نارگل اگه اشتباه نکنم تا 3سال صبر کرده بودم...

سوارماشینش بود رفت توی پذیرایی دو تا کاسه بشقاب که توش گل خشک بود گذاشته بودم زیر شیشه های میز...یکیش جهاز بابام بود یکیش جهاز مامان بتول!

یه چیزی گفت تق... وقتی رفتم سراغش دیدم کاسه و بشقاب 4-5 تیکه شده ...از دست خودم که باید حواسمو جمع می کردم و اونا را اونجا نمی زاشتم...یکی زدم رو دست نگار و اونم بربر منو نگاه کرد... بعد خواست خبر بده که ببین دیزاین جدید اینجا رو ..بهش گفتم خیلی کار بدی کردی! نارگل: گفت خوب تقصیر خودت بود  (دیدم راست می گه مجبور شدم یکی بزنم رو دست خودم)..

ترم اول کلاس زبان تموم شدبدک نبود بهشون خوش گذشته... شنا هم داره پروانه یاد می گیره... آواز هم حسابی حال می ده . چون فقط خوندن با آهنگ هایی که من دوست دارم وقتی تو ماشینیم با هم می خونیم نگار هم می خونه و جیغ می زنه کلی کیف میده....(به نظرم اینم از عقده های خودمه) وقتی می ریم پارک نگار بی نهایت شیطونی می کنه و از دستم در میره منم همش دنبالشم . بهش یاد دادم چه جوری از تاب پیاده بشه اونم در کمال خونسردی از یه تاب در حال حرکت پیاده شد!!!

خیلی برامون اتفاق جدیدی نمیفته به جز بازی بازی...نگار اصلاتو پوشک گیری همکاری نمی کنه ... و تقریبا به همه جا گند زدیمنیشخند

پشت بوم رو هم به دلیل اعتراض یکی از همسایه ها تعطیل کردیم..

/ 13 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر مامان کیارش

سلام عزیزم خودتو ناراحت نکن اتفاقه دیگه میوفته[شیطان]...ببوسشون حسابی...ممنون که به ما هم سر زدی[ماچ][قلب][خداحافظ]

خاله منصوره

سلام مامان گلي ميبينم كه نارگل سبب شده استعدادهاي نهفته شما هم كم كم شكوفا بشوند[چشمک] در مورد ظرف ها هم نگران نباش قضا بلاي بابا عباسي و مامان بتول بوده [خوشمزه]پشت دستي نگاري هم ....[شوخی] فسقلي ها رو ببوس[ماچ][ماچ][ماچ]

مامان درسا

مایه شرمندگیه ولی منم تاحالا چندبار آیتارو زدم آخه من کم حوصله تر از قبلم و اونم سرتق تر از درسا. ولی بعدش مثل س گ پشیمونم و سرتاپاشو هزار بار می بوسم آخه فکر کن همچین عسلی داشته باشی و قدرشو ندونی.[تعجب]

مامان کیمیا

[ماچ][ماچ][ماچ]

لیلی مامان یونا

ای جاااانم نارگلی [بغل] چه همسایه بدی ما که از این پروژه خیلی خوشمون اومده بود [متفکر]

لیلی مامان یونا

ببخشید کامنت قبلی برای همدردی با نگار جووونم بود جاااانم نگار گلی [بغل]

زهرا

سلام مهندس[قلب] هم کتک زدن زود بود هم پوشک گیری. چقدر عجله داری [نیشخند]

مامان بتول

دخترم اشکالی ندارد.40 سال قبل هم برادرت با چراغ عتیقه بابات .بچه حلال زاده به داییش می ره.از اینکه نارگل عزیز کتاب می خونه بسیار خوشحالم نگار را باید تحمل کنی تا عقلش برسد همه بچه ها مثل هم نیستند موفق باشی.

ندا

ظرفا فدای سرتون . خوب تابستونی دارین ازش لذت ببرید . با بچه ها بچگی کردن لذت بخش ترین قسمت برنامه است . [قلب]

مادر دوقلوهای ناهمسن

سلام دوست من اون عذاب وجدان بعدش خودش کفایت می کنه لازم نیست سی توبیخمون کنه [ناراحت]