ماشين

سلام

۱- ننه گلی یه دختردایی داره به اسم سروناز که روابط خیلی خوبی با نارگل برقرار کرده مثلا وقتی نارگل فقط بلد بود بگه ا سروناز حدود ۴۰دقیقه با نارگل صحبت می کرد و باهم قرار استخر میذاشتن!

القصه از یکی دو ماه پیش سروناز اومده نارگلو عقد کرده و شده داماد ننه گلی.

پریروزا که ما داشتیم با دادمادمون صحبت می کردیم گفتیم بیا زنتو وردار ببر حداقل یه بستنی بهش بده  اینا داماد جان اعلام کرده که ما خونه نداریم ها منم می خواستم بگم با کم و زیادش قانعیم که نارگل گوشی رو گرفت گفت ولی باید ماشین داشته باشی! سروناز گفت چه ماشینی؟ منم هی زیر گوش نارگل می گفتم بگو بنز. نارگل یه خورده فکر کرد و گفت زانتیا!

12_7_25.gif

(تو پرانتز بگم که قبلا نارگل به زانتیا می گفت وانت)

۲- مامان عذرا برای تولد نارگل یه دوچرخه خریده بود هفته ی پیش داشتم گزارش پیشرفت دوچرخه سواریه نارگلو می دادم که مامانم خوشحال شد و گفت نارگل جون می خوام سال دیگه ازاون ماشینا برات بخرم نارگلم گفت: پراید بخر!

/ 8 نظر / 4 بازدید
مامان رادين

اولا مرسی از کادوی قشنگتون. اميدوارم بزودی ببينيمتون دوما يک کم به بچه ماشينهای خوشکل نشون بدين دلشو اب کنين

مامان نيروانا

ببين بچه چقدر باشعوره؟ نميخواد مامان بزرگش تو زحمت بيفته ولي خب از شوهرش انتظار داره خب بابا

دمش گرم. فقط اميدوارم اين بلاها سر خودم نياد

مژگان (مامان آندیا جون)

ببین بچه مون چه باسیاسته هوای مامان بزرگش رو داره ... ولی برای شوشو کوتاه نمیاد مامانها یاد بگیرن