مسافرت

سلام

خوب یه مسافرت کوچولوی 2-3 روزه با مامان بتول و خاله روناک و بابارامین و عمو کورش رفتیم. بابارامین و عمو کورش کلا کارداشتند و زیاد با ما نبودن...ولی به ما خوش گذشتنیشخند هر چند که مثل زمانایی که بابارامین برنامه ریزی می کرد من نتونستم مامان بتول و بچه ها رو خوشحال کنم ولی خودم خیلی هم ناراضی نیستم. یه اشتباه استراتژیک راجع به یه صبح کردم و به جای لب دریا بردمشون دبی مال ... در نتیجه دریا و آفتابو از دست دادیم.سافاری رو جرئت نکردیم بریم. بالون هم چون بچه ی زیر 12سال راه نمی دادن به جاش خوابیدیم.نیشخند

قطعا مشخصه که هیچی نخریدیم فقط از فرودگاه شکلات و پوشک خریدیم!!!! دروغ چرا یه خورده لباس برای بچه ها هم (بیشتر نگار) خریدم.

متاسفانه دوستان رو هم نتونستیم ببینیم. آرش خان و خاله آرزو را با یک ثانیه فاصله نتونستیم ببینیمناراحت

یه جا برای نارگل وقت پاتیناژ گرفتم یادم رفت ببرمشسبز یعنی کلا هر چی شاهکار بود زدم!!!

کلا برخلاف انتظارم خیلی سخت نگذشت و بچه ها بی نهایت همراهی کردن... مخصوصا نارگل واقعا انتظارشو نداشتم که از صبح تا شب با یه مقدار غر زدن  بتونه ما رو همراهی کنه...فقط یه جایی گیر داد که چرا هر چی عکس تو دوربینه ماله نگاره؟ و زد زیر گریه...و یه مقدار اخلاق پور شد در باقی موارد هم خوش اخلاق و هم مهربون بود...خدا رو شکرقلب

نگار اما بهش خوش گذشت. براش سوپ برده بودیم ولی خدا رو شکر غذا هم بد نخورد. حتا ساندویچ نون و پنیر سوار بر کالسکه خورد . وقتایی که خواب بود تو کالسکه بود و وقتی بیدار بود نارگل تو کالسکه بود.

 

در حال حاضر هم قزوین هستیم و نارگل خیال برگشتن نداره و گیرداده که تا آخرهفته پیش مامان بتول بمونه...

کلاس نگار رو هم خیلی دوست دارم و حسابی ازش خودم لذت می برم نگار هم دوست داره...

/ 29 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسترن مامان باران

سلام خانومی همیشه به سفر...بعضی وقتا سفرای کوتاه بیشتر به ادم مزه می ده[ماچ]

maman maneli

salammmmmm.che dokhmalay naziiiii 1000 mashaalah...web ghashangi darid khoshhal misham be ma sar bezanid[قلب]

نیایش

شکر که در کنار همید و امید که حسابی سفر به شما خوش گذشته باشه. حالا که چند قدم برداشتند عسل بانو پس باید براش یک سه چرخه ی مشتی خرید تا بروند و نان بخرند برای خانه دیگه .[قلب]

یه رهگذر

سلام صاحب ولاگ... یه چیزی بگم..بخدا خجالت کشیدم که عکس دخترت رو با مایو دیدم...خیلی یه جوری بود..نا سلامتی خدا خیرش بده هیکلش درشته ماشاللله بزنم به تخته

مامان اکرم

سلام خواهر جان. ببخشید که بی معرفت شدم. خیلی نمیام وبلاگ گردی. همیشه به سفر و خوشی و شادی مادر[قلب] انگار کار و بارت بدجوری قاطی شده. خدا بهت توان و صبر زیاد و انرژی بده در حد المپیک[چشمک][ماچ] دخترای نازت رو ببوس[ماچ][ماچ]

مامان آرتا.نسیمه

عاشقتم دوست جون با این گزارش سفرتون[چشمک][خنده] ای جووونم که نارگلی کلی داره بهت حال میده ها!![نیشخند] کم سر زدن منو اینجا ببخش دوست جوون.زمان مثل باد میگذره ها و درگیر کارهاو.....

خورشید ماندگار

سلام از اینکه می بینم به آینده فرزندتون اهمیت می دهید خوش حالم برای به روز کردن این حمایت به وب سایت من تشریف بیاورید. با تشکر

حسن

سلام ، خدا حفظشون کنه ، ولی فکر نمیکنید بچتون یه کم بزرگ شده و دیگه با این سن درست نیست با این وضعیت عکسشو بزارید؟!