سلام

 

نارگل از مدرسه که اومد بهش گفتم که مشقاتو زود بنویس که شب مهمون داریم گفت:‌

اه چقدر میان دیدن نگار چرا هیچ کس دیدن من نمیاد ؟؟؟؟ (حالا خوبه نگفته بودم برای اون میان) ولی مشقاشو با هزار بدبختی نوشت و لباس خوشگله رو پوشید و آماده شد وقتی اومدن کلی با خاله آازده منچ بازی کرد و چون دیر شده بود یه سی دی قصه برای خودش گذاشت و خوابید (نارگل واقعا دختر خوبی بودی دیشب)

دیشب برای اینکه موسیقی تمرین کنه باج دادم که دیکته ننویسه به نظرم امروزم ۴-۵ تا غلط رو شاخشه... دیگه تجربه کردن روتین شده...

مشکل جدیدمون اینه که چرا نگارو دعوا نمی کنی؟ فقط منو دعوا می کنی!!!

آرزوش اینه که یه بار بمیره ببینه اونور چه خبره و زود دوباره زنده بشه!!!!

نگار تازگی ها با صدای بلند جیغ می زنه و کیف می کنه....یه کمی هم نا آروم شده شاید داره دندون در میارهمتفکر

برای خوابیدن به شصتش، تختش، پتوش و عروسکش احتیاج داره... راستش زیادی شصت می خوره کسی راجع به نحوه ی از شصت گرفتن اطلاعاتی داره؟؟

 

پی نوشت شخصی:‌ از اونجایی که حسابم دیگه خالی شده شنبه دیگه می رم سرکارگریهگریهگریه 

این کارتی که همراه آخرین هدیه ی نگار آوردن و دوست داشتم:‌ "نقش بستن نگاری دگر بر صفحه ی زندگیتان مبارک باد "

/ 9 نظر / 9 بازدید
ندا

آفرین به نارگل خانم عزیز . [قلب] نگار خوشگل رو ببوسید [ماچ]

بلوطی

سلام در مورد این عادت شصت خوردنش من چون نفهمیدم موضوع نگاره یا نارگل در مورد نگار باید بگم مرحله شصت خوردن که بهش میگن مرحله دهانی یه مرحله مهم تو رشد شخصیتی بچست و اینکه بچه ها تو این زمان دوست دارن همه چیو به سمت دهنوشن ببرن...باید خیلی دقت کنید چون اگر بهش توجه نکنید و یا تهاجمی برخورد کنید تو شخصیت ایندش تاثیر میذاره (برای اطلاع بیشتر در مورد مراحل شخصیتی از دیدگاه فروید سرچ کنید) ما که درمانگاه اطفال بودیم استادمون توصیه مر کرد بزارن بچه ها تا هروقت می خوان دستشو بمکن و خودشون ول کنن و به هیچ وجه از چسب ناخن و فلفل اینا استفاده نکنن چون می گفت یه مرحله از رشد شخصیتشونه به نام مرجله دهانی... البته من کامل اطلاع ندارم چون هنوز دانشجو ام.همین دخترا هم خیلی نازن امیدوارم همیشه سالم باشن

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم نارگل عزیزم از شنبه کلی هم بهتر میشه. در مورد نگار نگران نباش دیبا هم تا یکسالگی ملا دستش توی دهنش بود و بعد خودش یکباره کنار گذاشت. چه تعطیلات کوتاهی بود چقدر سریع 6 ماه گذشت.[قلب]

مامان روژین

حالا این کارت هدیه دیشبی هم تمومش کن شاید دوباره یکی اومد دیدن نگار نخوای شنبه بری سرکار [نیشخند]

مامان پرنیان و درنیان

اولا که نوشته اون کارته خیلی خیلی خوشگل بود دوما مامانی نگاری رو هم الکی دعوا کن (الهی بمیرم)البته دومیا پرروترن حالا نمیدونم برای شما صدق کنه سوما ما شیش ساله نتونستیم شصتو از دخمل بزرگمون بگیریم دیگه نمیدونم حالا شاید چون کوچولو از سرش بیفته چهارما ببوسشون

سپیده عمه آریانا

[قلب][گل][گل][گل]الهی قربون این دو تا دخملی ناز و با نمک برم من . انشااله که همیشه شاد و سلامت باشید . نوشته روی کارت خیلی زیبا . صورت ماه عروسکهای نازم رو ببوسید[ماچ][بغل][ماچ]

آرزو مامان آرش

سلام لیلا جان ما انشاءالله بی حرف پیش اگه بلیط گیرمون بیاد چهارم فروردین میائیم تهران و تا سیزده هم هستیم. خیلی دلم میخواد بشه یک قرار بذاریم و بچه ها را ببینم. [ماچ]

مامان هيژا

فكرشو بكن بخواي نگا رو دعوا كني. آخي نگار گلي. مي گم اين قضيه شصت تو بعضي بچه ها هست و اما دكتر هيژا مي گفت پستونك رو جاش بذاريد بهتره چون پستونك رو مي شه راحت ازش گرفت ولي شصت رو نه. من حرف دكتر رو گوش نكردم در نتيجه پسرم كماكان يه مكي به شصتش مي زنه