بابا خطرناکه!

سلام
چهارشنبه من یه کمی کار داشتم ماشین هم نداشتم زنگ زدم به بابا رامین که تو برو دنبال نارگل بابا رامین هم کار داشت خلاصه اینکه با هم رسیدیم خونه مامان عذرا. موقع بیرون اومدن وسایلو دادم به بابا رامین بیاره که خودم نارگل بغل کنم . اومدیم بیرون دیدیم بابارامین نیست. یه خورده صبر کنیم نبود خلاصه کفشاشو پاش کردم که پیاده بریم خونه. یه خورده اومدیم نارگل گفت : من دیگه بابا ندارم ؟؟؟؟؟!!!!!
دوبار با این سوال دل ما رو ریش کرد تا اینکه بابا رامین برگشت دنبالمون گفت که فکر کرده بوده ما ماشین داریم.
رسیدیم خونه بهش گفتم نارگل میری برام یه لیوان آب بیاری گفت: آب می خوای؟ بله ! نمی شه هر کی خودش باید کاراشو بکنه!
یه لگن گذاشته بود رو زمین می رفت روش می پرید پایین (بسکه بچم ورزشکاره!) بابارامین اومد خونه نارگل از رو لگن پرید بغل بابارامین ( یه کمی بیشتر از ۱۰ سانت!) سه تاییمون خیلی ذوق زده شدیم از این همه استعداد . در اثر ذوق وافر بابارامین نارگلو گذاشت رو کابینت گفت بپر بغلم ( رفت نیم متری وایساد) نارگل یه خورده همونجا بالا و پایین پرید بابارامین گفت: بپر بغل من نارگل ادامه داد. دید بابا رامین همونجوری وایساده منتظره که نارگل بپره بغلش!
نشست رو کابینت گفت: مامان ببین بابا میگه بپر آخه خطرناکه من که نمی خوام کار خطرناک بکنم بیفتم سرم بشکنه!

/ 9 نظر / 5 بازدید
fafa

[نیشخند][قهقهه]وای این دختر معرکه است...چرا بابا رامین ازش کارهای خطرناک می خواد!!!!!! راستی واسه عید کاری کردی؟نارگلی نمی خواد تخم مرغ رنگ کنه؟

مزدای شیطون بلا

سلام، قرار بود دیگه تا عید چیزی ننویسم اما دیروز من و پویان‌، مامان‌هامون رو جایی برده بودیم که دلم نیومد برای شما ننویسم... قول می‌دم این آخرین مطلبم قبل از عید باشه، اما ازتون می‌خوام حتماً این مطلب رو بخونین. منتظریم...

پرستووو

[نیشخند][نیشخند][نیشخند]چرا میخندین آخه ؟ نارگلی که اصلا نترسید که[ماچ][ماچ][ماچ][قلب]

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم چقدر از این بچه انتظارات عجیب و غریب دارین. حتما پس فردا هم می خواهید براتون آکروبات بازی کنه. [شیطان]

مهدی اسدی

سلام.. من مهدی اسدی هستم و یک هفته ای هست که با این بلاگ پر از زندگی و عشق آشنا شدم. تو این لینک عکسهایی هز خودم و خانواده ام را می تونید ببینید! برای شما و نارگل زیباتون روزهای شادی رو در سال پیش رو آرزو می کنم. راستی من مدیر فروش شرکت تفال هستم.. و به شما نوید می دهم هر محصولی رو که نام و نشانی از برند تفال دارد را اگر خواستید فقط یک تلفن ( و یا ایمیل!) به من بزنید.. در اسرع وقت در خدمتتان خواهم بود.. اگر نشانی از خودتون هم برام ایمیل کنید کادو و هدایای شب عید ناقابلی هم برای نارگل در نظرگرفته ام.(البته همگی با مارک تفال!) .. شاد باشید..

خاله نوناك

مي بينم كه به ليستت داره اضافه مي شه. كم كم ديگه وبلاگ نارگل و ديبا و پرند رو نمي شه از هم تخشيص داد. اين رو خيلي شبيه اعظم نوشتي. با اين تفاوت كه ايشون ميگه بابا جون و شما مي گي بابا رامين [شیطان]

مامان نازنین

چرا بچه رو مجبور میکنید کارهای خطرناک بکنه [خنده][خنده][خنده]

مژگان مامان آندیا

سلامممم ... اوههههه این مدت که من نبودم چه اتفاقها که نیفتاده ! [قلب] قربون این دخمل قند عسل با هوش و محتاط . [قلب][قلب] راستی ننه گلی جون اون پست تصویریتون هم عالی بود . [قلب] [ماچ]

مژگان مامان آندیا

امیدوارم سال جدید براتون تمام قشنگیها رو یکجا به ارمغان بیاره [قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب]