دل درد

سلام

یه چندوقتی بود که نارگل صبح ها که می خواست بره مدرسه دل درد می گرفت...

اولش خیلی جدی نگرفتم...تا اینکه یه روز دیگه به خودش می پیچید...بهش گفتم برو مدرسه بعد از ظهر که اومدی می ریم دکتر! گفت باشه و رفت... یه کتاب داشتم نگاه کردم دیدم نوشته از استرسه!!! چون چند دفعه بهم گفته بود برو سرکار!!منم بهش گفتم که دارم می رم سرکار و درست قبل از اینکه اون بر می گرده می رسم خونه بهم گفت که باید یه روز بعداز اون بیام خونه تا مطمئن بشه و روزای دیگه هم وقتی برسم که اون پایین باشه و با همدیگه بیایم بالا... و نگار هم همش پیش زیبا خانوم باشه... یه روز دیرتر اومدم و نارگل کلا دل دردش خوب شدعینک

نگارو چشم زدم ... دیشب که رفتیم تولد آتور تا بغل هر کسی می رفت شروع  می کرد به گریه کردن ...یعنی داشت غریبی می کرد؟؟؟

در نتیجه زود زود برگشتیم... تا از شلوغی اومدیم بیرون ساکت شد...

 

پی نوشت شخصی:‌ دیشب که داشتم up می کردم stashbox  فعال بود ولی الان فیلتر شده در نتیجه عکسا باز نمی شه ... خدا وکیلی این همه هیجان واسه یه آپ کردن عکس ساده .... پس فردا نگن وبلاگ نویسی به برنامه ریزی هدفمند خانواده تون کمک نمی کنه برای همین اینا رو هم می بندیم... 

/ 33 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بردیا عسل بابا

وای وای جیگر چه حس پروازی با این آهنگ گرفته. خوشحال میشم تو وبلاگم ببینمت

زمانه مامان پرهام

سلام خانمی! برای این جوجه کوچولوی خانه سژنددود کن هزار ماشاا... دلبر شده ببوس خواهران خوشگل را

مامان ستایش

خدا رو شکر که مشکل دل دردها حل شد [مغرور] خوشگل خانمها رو ببوسین و ازشون برامون بنویسید که یک عالمه دلمون براشون تنگ شده [ماچ]

گل مریم

سام هم دل 2.پیچه داره مدتیه. دیگه جدی شده و سونوگرافی و اینا دادیم. هفته دیگه هم عکس رنگی.

اردشیر بابکان

درود بر شما دوست عزیز: من در وبلاگم مطلب کوتاهی درباره حفظ محیط زیست در دین زرتشت نوشتم لطفا" اگر مایل هستید آن مطلب را بخوانید و با بیان دیدگاهتان آن را کامل کنید. با تشکر از شما دوست عزیز[گل]

fafa

اي خدا اين فسقلي خيلي بامزه شده..... حب ماماني دروغ نگو به بچه...