سلام

فروردین خوبی تقریبا بود جز اینکه ما بابارامینو  صادر کردیم به کشور برادر و دوست عراق و این برای نارگل یه مقداری سنگین بود و کاملا دلتنگی کرد.

نارگل برای تولدش که تقریبا 5ماه دیگه است سفارش یک آی پد ناقابل داده چون که دانیال همسایه هم یکی داره و حسابی باهاش بازی می کنه! قرار شد خودش پولاشو جمع کنه . دیدیم اینجوری که نمی شه قرار گذاشتیم هفته ای ده تومن بهش بدیم. اگه تمرین تنبک و آوازش رو هم انجام داد هفته ای 10 تومن دیگه . اگه انجام نداد از ده تومن اول 4 تومن کم می کنیم.!!! دیگه حالا بچه هر چی بگه می گم از پول خودت بخر (بی جنبه ام دیگه)... هفته ای اول که چیزی کاسب نبود چون سر یک توت فرنگی با نگار حسابی دعوا کرد و دوستم که زنگ زد ازش کتاب بگیره بی خود و بی جهت گفتم نمی تونم بدم!!! در نتیجه 6تومن باقی مانده رو هم جریمه شد.نیشخند

لقب غرغرو ترین مادر سال رو گرفتم. از بس که به نارگل غر زدم . بیچاره بهش اجازه نمی دم خودش تصمیم بگیره که چی بپوشه!! خودم هم بچه بودم همین مشکلو داشتم ولی الان نمی تونم خودمو کنترل کنم و حتما باید دستور بدم!!!ولی خداییش دیگه به جوراب شلواری پوشیدنش گیر نمی دم.

با دیبا جون و پرند جون و آترین و آتور رفتیم تئاتر سه ماهی و بعدش هم پارک قزل قلعه که واقعا کیف کردیم.

نگار یه علاقه ی عجیبی به دیبا داره و کافی دیبا بخواد آب بخوره و نگار حسابی حالشو می گیره.

تقریبا یک بند هم سخنرانی می کنه و هر بار هم بعد از آبیاری می گه:‌ناراحت شدی؟

ناراحت نباش !!!! تو شلوارم جیش نمی کنم!! یه بار هم یه سرسره رو منور کرد . ولی عاشق پارک رفتن و بازی کردنه...

تو بهار تصمیم گرفتیم هر دفعه یه پارک بریم و تا اینجا از پارک پرواز و باغ ایرانی (ده ونک) حسابی لذت بردیم.

واقعا تصمیم گرفتم دیگه با نگار مهمونی نرم مگر اینکه حیاط داشته باشند و نگار بره اونجا وگرنه تقریبا چیزی دیگه سالم نمی مونه  ظاهرا تو آخرین مهمونی که رفته یه عالمه CD چپونده تو پرینترشون  و مجبور شدیم کل دکوراسیون خونه رو عوض کنیم.

پی نوشت شخصی: امروز مرخصی گرفتم رفتم بازار و یه سری هم به دانشگاه مون زدیم.  کلی الان انرژی گرفتم. به نظرم داشتم افسردگی می گرفتم.

/ 13 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان درساوآیتا

خدای من چقدر مختصر و مفید و زیبا همه حال و احوال مامانانه و بچه های امروزی رو توصیف می کنی. مثل همیشه بدجوری به دلم نشست.خداروشکر که با وجود این همه دغدغه و همههمه هنوز خوب و سر پایی و تا میای افسرده شی یه برنامه می ذاری که سر حالت کنه. ذقیقا حال و روز ما درگیری و تازگی ها اختلاف نظر با درسا و قلدری ها و لجاجت آیتا که نمی دونی باید باهاش چکار کنی!!!

orkideh

salam nane. eee ba ki rafti? chekhabarbud? eee armina ham gir dade ipad mikhad.in negar shirin zabuno bebus[بغل]

مامان ارشیا

سلام عزیزم خوبی؟ مرسی که به یادمون بودی و بهمون سر زدی. اینقده این بچه منو هم اذیت نکن زود برو آی پد رو بخـــر دیگه [نیشخند] از طرف من کلی ببوسش.ایشالله که همیشه شاد و خوشحال ببینمتون[بغل]

daisy

اون سوال نگار که میگه ناراحت شدی واقعا قشنگه[خنده]

مامان پارساپگاخ

سلام مامان مهربون روزت مبارک همیشه در کنار نارگلی و نگار عزیز و همسری شاد و سلامت باشی

حضرت فاطمه (س) می فرمایند : هر کس عبادت خالص خود را به سوی خدا بالا بفرستد، خداوند بالاترین مصلحت را برایش می فرستد.[رویا][رویا]

مادر دوقلوهای ناهمسن

سلام مامان غرغرو روزت مبازک [شیطان] اسم پارکهایی که رفتی از این جهت گفتی که ما بدونیم کدم سرسره هاش منوره؟ [نیشخند]

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم جریمه رو حذف کن. بعدها میتونی به عنوان بانک رویش حساب کنی. گردشهای مرخصیانه رو بیشتر کن. [قلب][چشمک]

گروه هنری تاک

سلام... وقت بخیر... اگر مایل هستید از اجراهای نمایش های کودک و تاتر های عروسکی ویژه کودکان در سطح تهران آشنا بشوید، به سایت ما بیایید و در صورت تمایل به ما لینک بدهید... ممنونم

مریم

سلام امشب رایان که خوابید، من هم حال و حوصله درس نداشتم و اومدم و همینجوری از لیست هر وبلاگی، وبلاگ پشت وبلاگ باز کردم. یکهو عکس علی رو دیدم اینجا. دنیا کوچیکه ها. داماد شدن اقای دکتر مبارکه. پی نوشت: اگر من یادتون نمیاد حتما مبین رو یادتون میاد...