Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickersLilypie Fourth Birthday tickers
  نارگلی و نگار
النگو

سلام
نارگل از وقتی خیلی کوچولو بود یه النگو تو یه دستش داشت منم هر چند وقت یکبار این النگو رو عوض می کردم . این دفعه رفتیم یه جایی متاسفانه النگو نداشت یه دستبندی داشت که روش ۲تا کفش دوزک بود. به نظر میومد که خیلی خوشش اومده منم فقط می خواستم النگو بخرم که راحت از دستش درنیاد (البته اصلا راجع به قیمتش فکر نکنینا)نارگل یه خورده به قیافه ی من نگاه کرد و احساس کرد که دارم شروع می کنم به توجیه کردن گفت من اینو میخوام! من در حال توجیه نارگل: مامان م.ن ا.ی.ن.و م.ی.خ.و.ا.م. 
من در حال توجیه (توجیه یعنی نارگل تروخدا چاکرم عبدم عبیدم کوتاه بیا) و پس از چند مرحله اصرار و انکار بالاخره توجیه شد!!!!!!
اومدیم بیرون و دیروز رفتیم یه النگو و یک دستبند دیگه خریدیم!
دیروز یهویی گفت مامان این ماشین تو ماشین زمانه؟
گفتم ماشین زمان یعنی چی؟
گفت :‌یعنی یه سطل آشغال
گفتم: که چی کار کنه؟
گفت: ما رو ببر لونه دایناسورها ؟؟؟؟!!!!!!
در ضمن نارگل بالاخره دیروز موفق شد تن من دامن بپوشونه

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٧ - ننه نارگلی و نگار