Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickersLilypie Fourth Birthday tickers
  نارگلی و نگار
خونه بغلی

سلام
الحمدالله موقعیت خونه ما طوری که هر روز صبح که بلند بشی یه جا رو شروع کردن خراب کردن و دوباره ساختن اینه که هر روز در حال نوشدنیم.
دیروز که رفتیم خونه (خونه ما نزدیک پشت بومه) دیدیم صدای پتک و دیلم و . . . میاد رفتیم که ببینیم دارن چی کار می کنن کلیه کارگران محترم نشسته بودن و دو نفر پتک می زدن. گفتم ببین دارن میکوبنش که دوباره بسازن . بادقت کامل هم نارگل داشت نگاه می کرد هم کارگرا گفتم بریم دیگه گفت چرا؟ گفتم بسه دیگه کارگرا ناراحت می شن؟
گفت: اگه ناراحت بشن مارو هم می کوبن؟
گفتم : . . . شاید
گفت: میکوبن که یه آدم دیگه بسازن؟؟!!!!!!!!!
ما یه ظرف کوچولو داریم که توش چند تا زنجیر و آویز گردن بند و انگشتر و از این چیزاست هفته ی پیش اون ظرفو آورد یه زنجیز از توش انتخاب کرد همه ی آویزها رو جمع کرد انداخت تو اون از بین همه اونا (هشت نه تا بود) یه نقره شو پیدا کرد (بقیه طلا بود) اونو داد به من بقیه رو خودش انداخت و شروع کرد تو خونه دویدن که اونا صدا بده !!!!

نارگل تو باغ عموم

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٧ - ننه نارگلی و نگار