Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickersLilypie Fourth Birthday tickers
  نارگلی و نگار
آقا دزده

سلام
الحمدلله در کل تعطیلات مفرح عید هرجا که رفتیم و هرکی که اومد ما مجبور به توضیح شدیم که بچم زبونشو نیاورده چون نه سلام می داد نه بوس می داد نه اگر عیدی می گرفت تشکر می کرد تنها در صورتی که حدود یه ربع از سکنات و وجنات و خلقیات و . . . ایشون تعریف می شد شاید یه واکنش خفیفی ( مثل لبخند ژکوند) از خودشون بروز می دادن. بازم الحمدلله شیوه حرف زدنش یه مقداری تغییر کرده بود شین رو مثل عهدیه می گفت یا مثلا می گفت: مامان اینو برام دتوشونی؟(منظور همان بپوشونیه) .
القصه ما یه شب رفتیم سینما این آقا دزده ی نامرد در ماشین مارو با یه پیچ گوشتی یه سو (منظور همان دیلم است)باز کرد مثل بنزایی که از سقفشون پنجره باز می شه مال ما از در بغل راننده تهویه مطبوعی ایجاد شد و البته چیزی از ماشین ما کم نشد به لطف نگهبانی که اون نزدکی ها بود. درنهایت نارگل تصمیم گرفت که گردن آقا دزده رو بده آقا گرگه گاز بگیره تا خون بیاد.

عکس های مربوط به عیددیدنی سال ۸۷ نارگل از دو مادربزرگ:

نارگل و مامان ننه گلی

نارگل و مامان بابارامین

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸٧ - ننه نارگلی و نگار