Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickersLilypie Fourth Birthday tickers
  نارگلی و نگار
قصه های دماغی

سلام
تو سال ۸۷ از اول اول سال من و نارگل فقط خوابيديم و خوابيديم. يه رکورد به ياد موندنی هم به جا گذاشتيم اونم ساعت ۱۱و ۳۵دقيقه بيدارشدن از خواب بود در حالی که بابا رامين هر روز ساعت ۶از خواب پا می شد.
روز اول عيد که داشتيم مي رفتيم خونه مامان بتول تو راه هی داشتيم تصور می کردم که نهار چی دارن. نتيجه : پلو با گوشت با اتوبوس بود که صندلی های اتوبوسو نارگل قرارشد بخوره بابا رامين دنده رو من هم رانندگی (منظور همون فرمونه)نتيجه اينکه در پايان تعطيلات اون فرمون هنوز هضم نشده و تو دل من مونده ( بسکه قلمبه شدم)!

از کرامات نارگل ما این بود که در کل اعیاد! در جستجوی گنج بود و پس از یافتن( شماره گیری) گنج گرانبها رو بین انگشتاش نگه میداشت و اگر خدای ناکرده از دستش در می رفت با کلی داد و فریاد باید دنبالش می گشت تا پیداش کنه وگرنه مجبور بود از اول شروع کنه به اکتشاف!

طریقه استفاده از دستمال کاغذی: ابتدا هر چی دلتون خواست بخورین بعد با پشت دست یا لباس مامان جون تمیز پاک کنین و در نهایت محل مورد نظر را با دستمال کاغذی پاک کنین!

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٤ فروردین ۱۳۸٧ - ننه نارگلی و نگار