Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickersLilypie Fourth Birthday tickers
  نارگلی و نگار
آموزش هولاهوپ

سلام
۱- پریروز یه حلقه هولاهوپ یه جا پیدا کردیم و به یاد بچه گی شروع کردم . به اندازه ۱۰ ثانیه حلقه پیش من بود بعد نارگل گفت بده من .
راند اول: رفت وسط حلقه ایستاد دستاشو گرفت به حلقه به من و مامانم گفت منو ببینین بعد حلقه رو ول کرد به سرعت دور خودش چرخید.
راند دوم:‌ رفت وسط حلقه ایستاد به من گفت حلقه رو بگیرم  و به سرعت خودم دور نارگل بدوم که حلقه بچرخه اونوقت خودشم به سرعت دور خودش چرخید.
۲- نارگل حسابی داشت با خودش و اسباب بازی هاش بازی می کرد (یه چیزایی مثل ماشین و عروسک کوچولوهایی که از تو لپ لپ دراومده بود و . . . یکی یکی می چیدشون رو زمین و با هاشون صحبت می کرد یه جایی یه جوجه ورداشت شروع کرد به حرف زدن، که یهویی جوجه هه گفت:‌جیک جیک قدا جیک جیک قدا ( جوجه مرغ بود)!

۳- داشتیم فیلم سنتوری می دیدیم خونه عمه نوشین (اول پول آقای کیمیایی رو گذاشتیم کنار نفری ۵۰۰ تومان که بریزیم به حسابشون!) خوب یه مقداری متاثر شدیم و به زار زار یهویی نارگل گفت چرا گریه می کنی ؟ من :‌آخه فیلمش گریه داره    نارگل :‌چرا فیلم می بینی؟ خوب نبین (البته منظور این بود که با نارگل صحبت بشه که عمه نوشین زحمتشو کشید و ما کماکان پی زار زار)

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٤ اسفند ۱۳۸٦ - ننه نارگلی و نگار