Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickersLilypie Fourth Birthday tickers
  نارگلی و نگار
مامان نارگل

سلام
دیروز مراسم آموزش باقلوا پزون بود به مامان هانا کوچولو. اصلا هم شک نکنید که خود ننه گلی این مراسمو برپا کرده بود نه مامان بابارامین.
من و نارگل و هانا کوچولو هم داشتیم بازی می کردیم . نارگل به شدت دختر خوبی بود فقط یه اشکال کوچولو هر ازگاهی به وجود می اومد بدین شرح:
هرچیزی که هانا برمی داشت نارگل بلافاصله می خواست.
القصه نزدیک ظهر کتلت آوردم که دو تا ناقلا بخورند قبلش از نارگل پرسیدم می خوری گفت نه۱
بعد که آوردم هیچگونه مجالی به هانا و . . . نداد و به طرفه العینی یه کتلت ناپدید شد منم دوباره رفتم آوردم داشتم تکه می کردم که دوباره اومد منم به تته پته افتادم هانا هم چسبیده بود به دیوار سرشو انداخته بود، نزدیک بود گریه مون بگیره (چون دیگه کتلت نداشتیم) که یهویی خداوند به دادمون رسید گفتم نارگل تو مثلا بشو مامان هانا بهش غذا بده

و بدین سان بود که موفق شدیم.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٦ - ننه نارگلی و نگار