Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickersLilypie Fourth Birthday tickers
  نارگلی و نگار
نخودسياه

سلام

۱- دیروز نارگل -فکر نکنین طبق معموله ها بچم خیلی خانومه با شخصیتیه- داشت انگشتشو می کرد تو دماغش گفتم آخه باباجان  بسه دیگه دماغت بزرگ می شه ها

یک کم بلند  فکر کرد:‌

بزرگ می شه ؟! مثل مثل میکی موس !!!! آخ جووووووووووون

بعدش نشستیم یکی از این کتابای تبلیغو با هم ورق زدیم  رسیدیم به یه صفحه ای که ست خواب کودک داشت یه تختی بود که نردبون می خورد می رفت بالا منم شروع کردم قصه بافتن که آی من بچه بودم اینقدر دلم از این تختا می خواست .

نارگل‌:‌این چه جوریه؟ می ره بالا؟ مامان من می خوام تختمو عوض کنم !

رفت دم در وایساد که بریم. به منظور سرگرم سازی شروع کردیم مدادرنگی های امیردایی رو تراشیدن و بعدشم تراشه ها رو چسبوندیم رو کاغذ.

خیلی کیف داد چون تراشه ها رو که چسبوندیم یه سری چسب هم به انگشتای نارگل چسبید و تا نیم ساعت داشت با اون چسبا ور می رفت

پی نوشت شخصی: یه مجله ای بود که من ۱۶ سال خریدمش یه وقتایی هم با مامان دیبا و پرند شریکی می خریدیمش  اون یه روزه می خوندش من یه هفته ای. هی دیگه گذشت حالا دیگه بسته شد و واقعا متاسف شدم ... 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٦ - ننه نارگلی و نگار