Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickersLilypie Fourth Birthday tickers
  نارگلی و نگار
تعطيلات

سلام

وای عجب تعطیلاتی بود چقدر خوابیدیم. نمی دونم کدومو دعا کنم خوابو یا تعطیلاتو.

ما سرکار یه مدتی سرمون شلوغ بود دور افتاده بودیم دلمون برای همه دوستامون کلی تنگ شده بود.

۱-هفته پیش من و نارگل با هم یه روز اومدیم سرکار. ۵شنبه بود قبل از اینکه بیایم کلی رو مخ بچه رفتیم که وقتی اومدی به همه سلام بده، انگشتتو تو دماغت نكني ها خيلي زشته و . . .

وارد شركت شديم هي عمو رد شد به نارگل سلام كرد نارگل هم جواب داد واقعا شاخام دراومده بود. لازم نبود مثل هميشه بهانه بيارم كه واي زبونشو خونه جا گذاشتيم .

خلاصه اومديم تو اتاق. يه خورده بازي كرد هي يه عمو مي اومد براي نارگل خوراكي مياورد تا نارگل سرش گرم بود من و خاله روناك مي خورديم .

كلي براي عمواي مختلف اسم گذاشتيم ـ هرچي ته دلمون بود خالي كرديم- عمو گرگه، عمو بزرگه،‌عمو تپله و . . . بعضي ها هم پيش دستي مي كردن خودشون براي خودشون اسم مي ذاشتن مثل عمو خوبه!

دو سه ساعت گذشت با نارگل رفتيم دستشويي درو بستيم، يهو گفت: حالا مي تونم انگشتمو بكنم تو دماغم ؟

منم گفتم :‌بعله

اومديم بيرون ولي اون انگشت ديگه بيرون نيومد.

۲-با خاله روناك و بابارامين و پسر همسايه رفتيم كنسرت موقع برگشتن مي خواستيم  خاله روناكو بذاريم دم يه آژانس که بره خونه نارگل گفت : تو آقا نداری؟

(نمی دونم پسر همسایه چی فکر کرد)

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٦ - ننه نارگلی و نگار