Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickersLilypie Fourth Birthday tickers
  نارگلی و نگار
پراكنده

سلام،

۱- شب عيد غدير- راستي عيد همگي مبارك- من و نارگل و بابارامين رفته بوديم به كار بابارامين توي طارم سفلي (سيردان) سربزنيم بعد از كلي پيچ و واپيچ رسيديم . بابارامين با سرعت نور اونجا يه سالن ورزشي ساخته بود. - كلي غرم مياد اونجا يه عالمه زمين بود يه عالمه آدم منتظر ساخته شدن يه ورزشگاه، يه سري چيزا رم سازمان ملل كمك كرده بود مثل ماشين رفت و آمد، معلوم نيست كدوم شيرپاك خورده اي نقشه داده بود كه اون سالن فقط اندازه زمين واليبال بود. به نظر مي رسيد براي مسابقات فوتبال دستي و برگزاري مراسم انتخاب كدخدا جا داشت. نمي دونم تو شرايط اضطراري خداي نكرده مثل زلزله به اندازه مردم اونجا جاداشت يانه!- بگذريم رفتيم خونه كدخدا زير كرسي جاتون خالي نشستيم تا بابارامين كاراشو كرد و برگشتيم توراه برگشتن تو قزوين آسمون نورافشاني بود. هر يه دقيقه اي يه دونه فشفشه ! شليك مي كردن و آسمون كلي قشنگ مي شد. يكي دوبار بابارامين گفت نگاه كنين الان مياد يه دفعه هم نارگل گفت من تخشيص دادم الان مياد نگاه كنين!

۲- تو اتاق نارگل يه دونه ميز گذاشتيم كه هر از گاهي بابارامين مي ره اونجا درس مي خونه يا روزنامه و البته درم مي بنده. ديشب هم اين اتفاق افتاده بود كه نارگل اومد دست منو گرفت و برد اونجا در اتاقو باز كرد و با حالت حق به جانب نطق زير را ايراد نمود:

نارگل: اينجا مگه اتاق من نيست؟

نارگل: مگه اين ميز تو اتاق من نيست ؟

نارگل: بابا رامين بره تو  هال كتاب بخونه كه در اتاق منو نبنده!

ما: . . .

۳- ما براي اپن! آشپزخانه ۲تا صندلي داريم  روزهايي كه هر سه نفر خونه باشيم و بخوايم ۲از ۳غذا بخوريم رو اون صندلي ها مي شينيم كه نارگل بدون استثنا اعتراض مي كنه كه من كه صندلي ندارم .

احتمالا اين اعتراض ۲جانبه است: چرا باهم غذا نمي خوريم ؟ چرا من صندلي ندارم؟

پ.ن: خدا بيامرزه بي نظير بوتو و آيدين بهرامي رو.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٩ دی ۱۳۸٦ - ننه نارگلی و نگار