Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickersLilypie Fourth Birthday tickers
  نارگلی و نگار
پراکنده ۲

سلام

۱- دیشب من و نارگل داشتیم با هم دیگه دنبال بازی می کردیم چندباری از دستم فرار کرد بعد من گرفتمش تو بغلم که یهو گازم گرفت. منم چشمامو گرفتم گفتم الان دیگه نمی خوام باهات بازی کنم.

نارگل: چرا بیا بازی کنیم

من:‌چرا گازم گرفتی؟

نارگل:‌آخه فکر کردم تو سگی!

۲- داشتیم حرف می زدیم یهو گفت خوابم میاد. منم گفتم باشه پس کتاب بردار بریم بخوابیم.

نارگل: تو تخت شما بخوابیم.

من: نه تخت خودت خوبه با هم می ریم

نارگل: نه تخت من بده!

من:‌چرا؟چی چیش بده؟

نارگل: پتوش بده، بالشش بده . . .

من:آخه تو تخت ما هم بده تو بخوابي

.

.

.

من: بگم چرا

نارگل: نه خير!

۳- نارگل علاقه عجيبي به سيب زميني با شش داره ديشب هم دوباره گير داده بود كه سيب زميني مي خوام ما هم هي پيچونديم همينجوري كه داشتم توجيه مي كردم و حواسشو پرت مي كردم كه يهو ديدم صداش نمياد:

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٧ آذر ۱۳۸٦ - ننه نارگلی و نگار