Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickersLilypie Fourth Birthday tickers
  نارگلی و نگار
پراکنده

سلام

۱- ننه گلی یه برادری داره به اسم علی دایی که بدجوری رو دستمون مونده هر از گاهی هم مامان ننه گلی بهش گیر می ده که چرا مزدوج نمی شی.

هفته پیش که من و نارگل اونجا بودیم دوباره قضیه شروع شد و مامانم به نارگل گفت که به علی دایی بگه عروسی کنه نارگل هم ازش پرسید باکی؟ با من عروسی کنه!

۲- من هر روز از نارگل می پرسم که ناهار تو مهد چی خوردی و هر روز هم جوابی نمی گیرم. دیروز عدس پلو با محسن دیباجونو براش تعریف کردم و بعد از پرسیدم ناهار چی خوردی؟

نارگل:‌کرگدن با چیپس!

من:‌کرگدنش چه جوری بود؟

نارگل:‌دو تا دست داشت با یه کله و دو تا چشم!

من:‌چه جوری خوردی؟

نارگل: گرفتم دستم گاز زدم.

 ۳- یه لپ لپ دیشب خریدیم از توش یه زنبور خوشگل دراومد که روز زمین راه می رفت و بال می زد. بعد از یکی دوساعت دیدم پای زنبوره شکسته گفتم: ای داد پاش شکست؟

نارگل: نه پای بیچارم رفت روش، درد گرفت.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٥ آذر ۱۳۸٦ - ننه نارگلی و نگار