Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickersLilypie Fourth Birthday tickers
  نارگلی و نگار
گنبد

سلام

من و نارگل چهارشنبه و پنجشنبه رفتيم گنبد بازم به قصد برنامه هاي خودخواهانه ننه گلي.

جاي همه دوستان خالي هوا بسيار عالي بود و همه چيز هم عين آينه مي درخشيد بگذريم از اينكه ما هيچ جا رو نديديم چون زياد وقت نداشتيم. از چيزهاي بسيار جالب كه فقط در رفت و آمد كشف شد. اولي اين بود كه ما پلو قيمه خورديم پرسي ۱۱۰۰تومان! دوم اينكه لباس خانم هاي گنبدي پيراهن بلند بود همراه با يك روسري بزرگ (كه پايينش ريش ريشي بود)كه گره هم نمي زدند و باز بود ، اگر خانمي ازدواج كرده بود يك كلاه كوچك گرد زير روسري مي گذاشتند.

القصه ما از تهران پس از كلي تفكر، براي نارگل جايزه تعيين كرديم كه اگر دختر خوبي باشد -البته با تعريف من- و گريه و زاري راه نيندازد جايزه مي گيرد به همين منظور ۲ فقره جايزه نيمه فرد اعلا همراه با كاغذ كادو تهيه شد و چندين فقره وسايل سرگرمي و خوراكي به مقاصد خاص. اول بازي يه جايزه گرفت و انصافا هم تانيمه سركار رفته بود البته همراهي خاله الناز هم بي تاثير نبود. اول نيمه دوم هم يه جايزه ديگه گرفت، منم كلي خوش خوشانم شده بود كه ايول انگاري يه جاهايي از مخ ما فعاليت هم مي كند.

يك فقره شرايط اضطراري پيش آمد و آن هم ريزش نعمت الهي بود از سقف خانه بسكتبال سالن گنبدكه به مدت يك ساعت بازي به تعويق افتاد تا زمين خشك شود و همينگونه بود كه يه مقداري آسمان ابري شد و باريدن گرفت چون جايزه جهت حوادث غيرمترقبه تهيه نشده بود و مدت ۱۴دقيقه باقيمانده تا پايان كار، موسيقي محلي توسط نارگل خانم نواخته شد.

نارگل و جايزه هاش كف سالن سرد و كثيف

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۳ آذر ۱۳۸٦ - ننه نارگلی و نگار