Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickersLilypie Fourth Birthday tickers
  نارگلی و نگار
مهمونی

سلام

من و نارگل و بابا رامین آخر هفته ی خیلی خوبی داشتیم.

روز ۵ شنبه با اینکه نارگل حسابی سرما خورده بود با دوستای گل وبلاگی رفتیم سرزمین عجایب. موقع برگشتن نارگل خوابید و شب رفتیم مهمونی .

اول نارگل تقاضای آهنگ درخواستی خوشگلا بايد برقصند و كرد و بعد شروع كرد با دومادش كه بابا رامين باشه رقصيدن به مدت ۲ساعت و موقع شام هم چون يه چيزايي تو كمرش گير كرده بود هر چي دستش ميدادي مي ريخت (منم همش داشتم جمع مي كردم كه خاله غزاله بازم مارو تو خونشون راه بده).

ساعت ۱۲ وقتي كه ديگه داشت قيلي ويلي مي رفت ما برگشتيم. صبح وقتي چشماشو باز كرد گفت پس مهموني چي شد؟ دامنم كو؟ دومادم كجا رفت؟ خلاصه از سر صبح مراسم دوباره تكرار شد.

بعدازظهر بعد از يه خواب مشتي دوباره رفتيم مهموني . ايندفعه خونه ي خاله شبنم همراه با آق صفا دوست نارگل. دوباره قضيه از خوشگلا بايد برقصند شروع شد يه مقداري بدو بدو و كله ملق و جيغ از سر شادي و دست آخر همه ي جماعت شروع كردند به آليسا آليسا و خلاصه به من كه خيلي خوش گذشت هر چي بازي دسته جمعي بلد بوديم انجام داديم :‌باز مي شيم بسته مي شيم، آليسا آليسا، دختره گريه مي كنه و . . .

ديشب رفتيم تياتر مش مش قلي خان. نارگل با اينكه تازه از خواب پاشده بود ميخ كوب تياتر شده بود و تكون نمي خورد يه جوري كه يه دونه از اين لپ لپا كه مي زنن تو شكلات دستش بود از اول دقيقا تا آخر وقتي كه تموم شد خوردش البته قبلش شكلاتا چك چك ريخته بود رو ننه گلي.

راستي يه پيامي داشت اين تياتره كه الاغ شدن چه آسون آدم شدن چه مشكل!

اين مش مش قلي خان يكي از كاراي بدي كه مي كرد اين بود كه انگشتش بعضي وقتا مي رفت توي بيني اش. به اين دليل و دلايل ديگر آخرش الاغ شد. من مونده بودم به نارگل بگم انگشتت اينجوري كني الاغ مي شي يانه! چون اگه الاغ مي شد كه واويلا، اگر هم انگشتشو مي كرد تو دماغشو الاغ نمي شد كه ديگه ضايع مي شدم!

موقع رفتن و برگشتن هم ما كلا ميخ شيرين زبوني ها و نصايح ديبا خانوم شده بوديم با هر يه نصيحت يه بار هم مي گفت بريم پارك!

راستی اینا هم دیبا، پرند و مامانشون هستن.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٦ - ننه نارگلی و نگار