Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickersLilypie Fourth Birthday tickers
  نارگلی و نگار
جاده

سلام

دیروز دختر ما یه مدتی رفت تو اتاقش و سرگرم بود. منم خوشحال که عجب دختریه، واي بزرگ شده خانم شده و . . .

بعد از ۱۰دقيقه اومد كه مامان يه كار جالب كردم . جاده درست كردم .

با هم رفتيم تو اتاقش - تو پرانتز بگم كه اتاق نارگل بالكن داره و رو بالكن هم كبوتر و جوجه هاش هستند- يه كيسه گندم و قره ماش كبوترا كنار اتاق بوده قشنگ همه را باز كرده بود روي فرش پهن كرده بود با دمپايي كوبيده بود -به جاي غلتك- خلاصه نقشه رو كامل پياده كرده بود خيابون كشي و پياده رو و فقط فضاي سبز اجرا نكرده بود كه چند تا از برگاي گلدوناي توي راه پله ها را به جاي فضاي سبز استفاده كرديم و همه چي كامل اجرا شد.

راستي ما  بالكنو قبلا توري فلزي كشيده بوديم كه كبوترا نرن به اصرار/تهديد من يه مقداريشو باز كرديم اول كبوتر كوچولوها بعد از ۳روز آزاد شدن بعد مادره فرار كرد بعد باباهه موند و ۲تا جوجه ۱۰روزه كه از غصه تنهايي باباهه هم رفت ولي به كليه مادراي عزيز اعلام كنم كه بعد از يك روز مادره برگشت و حالا روزي يك ساعت ميره بيرون چرخ مي زنه و برمي گرده پيش جوجه هاش ولي غصه دوري و اسيري تو چشاش كاملا معلومه اميدوارم زودتر اين بچه هاشم بزرگ شن و مامانه آزاد شه.

راستي هفته پيش هم يه جشنواره غذا تو مهد نارگل اينا بود كه هر ماماني يه غذايي پخته بود و برديم تو مهد بخوربخور. (نارگل جون در جريان باش كه زياد سرشكسته نشدي).

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٦ - ننه نارگلی و نگار