Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickersLilypie Fourth Birthday tickers
  نارگلی و نگار
اقا قطاری

دیشب با سرونازاينا و سارااينا رفته بودیم خیابون گردی جلوی پارک ملت یه آقایی -پشت پيراهن آقاهه نوشته بود قطر- رو دیدیم

نارگل:‌مامان این آقائه چرا این رنگیه؟

من:‌...

خود آقائه : Hey salam what do u say?

نارگل هم از ترس عقب كشيد.بهش گفتم كه نارگل چي مي گه

 Why ur eyes black? آقاهه پرسيد

نارگل:‌مامان چرا چشماي من اين رنگيه؟چرا موهام اين رنگيه؟

خلاصه رد شديم رفتيم بستني بخوريم

نارگل: من اون آقا قطاري رو دوست نداشتم كثيف بود

سروناز: كثيف بود!؟

نارگل :دوسش نداشتم صورتش مثل من نبود مثل مامانم بود ولي  مامانم كه صورتشو مي شوره!؟

 ما یه بساط عجیبی که چند وقته پیدا کردیم اینه که هر وقت کسی می بینیم با بدبختی بیچاره رو ول می کنیم بره خلاصه دیشب قبل از اینکه بریم پارک از نارگل قول گرفتم که وقتی خواستیم بریم خونمون گریه نکنه که گفت باشه.

ساعت ۱۱ وقت خداحافظی دوباره برنامه همیشگی.

نشتیم تو ماشین تا شروع کردم به توجیه. گفت:‌من به قولم نمی زنم دیگه گریه نمی کنم .

 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٥ شهریور ۱۳۸٦ - ننه نارگلی و نگار