Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickersLilypie Second Birthday tickers>
  نارگلی و نگار
تربیت کامل

سلام

هفته ی پیش من رفتم دراز کشیدیم اومد گفت نباید بخوابی گفتم یه کمی حالم خوب نیست. گفت نباید بخوابی؟!! گفتم فشارم افتاده گفت کجا افتاده؟ گفتم نمی دونم می گردی برام پیداش کنی؟ گفت : هی بهت می گم نخواب پاشو کاراتو بکن هر کی خودش باید بگرده فشارشو پیدا کنه پاشو! 

دیروز ظهر قرار بود باباعباسی و امیردایی نهار بیان خونه ی ما. بعد از اینکه مراتب نهار آماده شد،‌ بابارامین به نارگل گفت میای بریم jumping ؟ که نارگل از خود بیخود شد و گفت بریم بعد بابارامین اومد راست و ریست کنه گفت الان که نمی شه مهمون داریم. نارگل گفت نه الان بریم بابارامین گفت مامان ناراحت می شه ها!!! نارگل گفت نه الان می ریم بعد که برگشتیم بهش می گیم معذرت می خوایم!!!!!

تجربه های دیروز نارگل تو توچال:‌ انداختن تیر با کمان، jumping ، گل بازی، نقاشی با رنگ، زمین خوردن و ورم کردن لب، خاک بازی و بدو بدو خیلی خوب بود.

دیروز با صفا رفتیم توچال دو تایی منتظر تو صف ایستاده بودند که صفا یه لگد به نارگل زد دومی رو هم زد نارگل هم مثلا باهاش قهر کرد و دستاشو زد زیر چونه اش فقط نمی دونم چرا هرجا صفا می رفت با همون دستای زیر چونه و اخم دنبالش می رفت!!!

این گوشه ی صحنه ای از مراسم با شکوه تولد آندیا خانوم که به شدت به ما و بچه ها خوش گذشت . مامان آندیا خانوم خیلی ممنون.قلب

 

نارگل و دیبا و آرتا و شمیم (بهشت مادران؟)

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٩ شهریور ۱۳۸٧ - ننه نارگلی و نگار